X
تبلیغات
رایتل

کلـبه عشـــق

لیست یادداشت‌ها rss

  • کاش .. (1394/12/02 23:49)
    کاش امروز اتفاق قشنگی می افتاد مثلا تو کمی نگرانم می شدی یا اصلا زنگ می زدی و می گفتی دوستت دارم
  • آرزویــــــم بـــود ولــــے.. (1394/12/02 23:46)
    گـرفتن دســــت هـایـش آرزویــــــم بـــود ولــــے از بَــــــخــــت بــــــــــدم " مُــــچــــش " را گـــــــرفــــــتـــــــم
  • حسرت نـخـور.. (1394/12/02 23:44)
    بـَـر آنچــه گـُـذشــتــ آنــچــه ِشکَـستـ آنــچــه نـَــشـُــد حسرت نـخـور زنــدِگـیـْ اگــَـرآسـانــْ بـــود
  • برو خداحافظ... (1394/11/05 18:15)
    برو ای خوب من، هم بغض دریا شو ، خداحافظ برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ تو را با من نمی خواهم که “ما” معنا کنم دیگر برو با یک “من” دیگر بمان “ما” شو، خداحافظ...
  • کاش ممنوعه نبودی.... (1394/11/05 18:09)
    کاش ممنوعه نبودی.... تا ببینی من هم عاشقی را بلدم... تا ببینی برایت چه میکنم... کاش ممنوعه نبودی.... تا عاشقانه را من یادت بدهم ... تا بی هوا بوسه بارانت کنم... مرا محکوم نکن که عاشقت نیستم... و یا عاشقی کردن را یاد ندارم... من خوب بلدم.... جواب عاشقانه هایت را تمام داده ام.... اما در دلم... در قبال هر حرفت گفته ام...
  • گوشهُ تاریک اتاق.. (1394/11/05 18:05)
    گاهی به سراغ منِ تنها بیا!! من در آن گوشهُ تاریک اتاق، چشم براه چشمهُ کوچکی از نور محبت هستم.
  • ساقیا.. (1394/11/05 17:56)
    ساقیا دیوانه ام کن با می و جام و سبو لب به لب کن کاسه ام را، زین سبب چیزی مگو خواهم این دیوانگی، ما را ز حدش بگذرد گر میسر نیست، بگذر از من و زین گفتگو از بدِ اوضاعِ عالم جان به لب آمد مرا چاره کن گر می توانی باده ام ده با سبو درد بی درمان دل هر لحظه افزون می شود بهر درمانش طبیبی حاذق و جانانه کو بیند هر کس، می دهد ما...
  • ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄـــــــﻪ.. (1394/11/05 17:52)
    ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄـــــــﻪ ،ﻓﻘﻂ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄـــــــﻪ ﻧﯿﺴﺖ ... ﻣﻤﮑـــــــﻨﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿـــــــﺰﻫﺎ ﺑﺎﺷﻪ .... ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺣـــــــﺲ ﻭ ﺩﯾـــــــﺪ ﻣﺜﺒﺖ .... ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ... ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧـــــــﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ....... ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻋﺘﻤـــــــﺎﺩ ... ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ... ﻭ ﺣﺘﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ
  • یادم رفت.. (1394/11/05 17:51)
    آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت خیره در چشم تو آنقدر که غمم یادم رفت نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت خواستم نام تو هر روز به یادم باشد پشت دستم بنویسم، که قلم یادم رفت کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی کاش...
  • ☘ امروز به پایان می رسد☘ (1394/11/05 17:50)
    ☘ امروز به پایان می رسد از فردا برایم چیزی نگو من نمی گویم : فردا روز دیگریست فقط می گویم : تو روز دیگری هستی تو فردایی همان که باید به خاطرش زنده بمانم...☘
  • قهر نکن.. (1394/11/05 17:48)
    با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیرد "هستی" ام،بی تو همه هستی من می میرد با دلم قهر نکن هرچه که خواهی آن کن تو بزن بشکن و این سینه تو بی سامان کن با دلم قهر نکن قهر تو عالم سوز است بی تو حال دل من تلخ تر از دیروز است با دلم قهر نکن من به تو عادت دارم به خدا من به تو از پیش ارادت دارم با دلم قهر نکن هستی من باش...
  • خسته ام از زندگی اما .. (1394/11/05 17:46)
    خسته ام از زندگی اما جوانی میکنم دفترم را میگشایم شعر خوانی میکنم دفتر شعرم سفید است و میان برگها من هنوزم نام او را گل فشانی میکنم عشق خود با او روایت کرده ام اما دگر دفترم را کنج گنجه بایگانی میکنم من برای درد و رنج وغصه های عاشقی اشکها می ریزم و با غم تبانی میکنم رفته عمری و هنوزم من برای وصل او رو به درگاه و دعای...
  • باید امشب بروم (1394/11/05 17:44)
    باید امشب بروم! باید امشب چمدانی را که به اندازهی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست رو به آن وسعت بیواژه که همواره مرا میخواند
  • خیلی دیر... (1394/10/30 00:58)
    ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ...! ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...! ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﺕُ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ... ! ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﯿﺎﺷﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ! ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻥ .... ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ... ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ .... ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻩ! خیلی دیر...
  • پایان داد .. (1394/10/30 00:49)
    دلــــــــــم براے ڪسے تنگ است ڪه گمان مے ڪردم مے آیــــــــــد مے مانــــــــــد وبہ تنهــــــــــاییم پایان مے دهــــــــــد!!! آمــــــــــد رفتــــــــــ وبہ زنـــــــــــــــدگے ام پایان داد!!!
  • مگر نمی دانی .. (1394/10/30 00:44)
    دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی ! چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟ غزل بخوان که بمیرد میان سینه من غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌ و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌ بیا غزل به فدایت! درانتظار توام بیا صفای‌ تبستان! تب زمستانی‌! ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن نشان نمانده برایم......
  • دم آخر.. (1394/10/30 00:34)
    بیا ای مرگ امشب راحتم کن سخت دلگیرم ملول از ننگ هستی هستم و از زندگی سیرم اگرجان از تن انسان چو بیرون رفت میمیرد ندارم جانی اندر تن چرا آخر نمیمیرم اگرچه عمر کوتاهم برای عاشقی کم بود بیا ای زندگی بگذر دم آخر ز تقصیرم
  • فاصله (1394/10/26 14:33)
    گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزند...
  • میشه بغض ٬ میشه سکوت ... (1394/10/26 14:33)
    بعضی حرفا رو نمیشه گفت ! باید خورد ... ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت نه میشه خورد .... می مونه سر دل ٬ ... میشه دل تنگ ! میشه بغض ٬ میشه سکوت ... میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چته... !!
  • تَقصیرِ خودم بوُده و هست... (1394/10/26 14:22)
    ↯↯قَسَم به کَفَن وُ تَلقینِ قَبلِ مَرگَم به شِعر وُ سَنگِ قَبر وُ حِسّی که میفَهمَم به حِجله وُ اِعلامیه وُ سینی یِ خُرما به شَب اَوَّلِ قَبر وُ سوُز وُ سَرما به مُهرِ باطِل روُ شِناسنامه یِ پاره به فاتِحه هایِ اِجباری وُ چَندباره به جَوان بوُد وُ ناکامِ نَقش بَسته بَر سَنگَم به مَن که با سَرمایِ خاک میجَنگَم به روُحِ...
  • نفرین به تو ای غریبه (1394/10/26 14:18)
    نفرین به تو ای غریبه به تو که روزی اشنا ترین لحظه هایم بودی! سکوت خسته و قلب شکسته ام را ببین با من چه کردی؟ ایا تاوان عاشق شدن و عاشق بودن این است؟! اگر چنین است پس نفرین بر عشق... روزگار تنها شدنم را در جاده ی انتظار می گذرانم نفرین به تو ای غریبه... باز میان شقایق های سرخ گم خواهم شد میروم تا شاید این بار غریقی را...
  • دلم گرفته .. (1394/10/26 14:14)
    به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم... یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره. یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم. یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم دم از...
  • دلم برایت خیلی تنگ است (1394/10/26 14:09)
    دلم برایت خیلی تنگ است شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام و تک تک شماره هایت را بر رو ی صفحه لمس نموده ام اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم نمیدانم چرا؟! مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم نمیدانم کجائی؟! چه میکنی؟! اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت می مانم...
  • امروز هم گذشت .. (1394/09/12 02:24)
    امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز با غم نبودنت..و سکوتی سنگین و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم ..فقط میدوم تا صبحی دیگر طلوعی دیگر
  • یکی بود یکی نبود .. (1394/09/12 02:21)
    یکی بود یکی نبود اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم ! یکی داشت و یکی نداشت اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم! یکی خواست و یکی نخواست اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم! یکی آورد و یکی نیاورد اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم ! یکی برد و...
  • مرا نترسان .. (1394/09/12 02:12)
    اینقدر مرا از رفتنت نترسان ماندن کنار من لیاقت میخواست نه بهانه بلند میگویم… به درک که رفتی
  • یک شبی .. (1394/09/12 01:40)
    یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نیشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی...
  • برای دوست داشتنت،،،، (1394/09/12 01:36)
    عزیزدلم ! برای دوست داشتنت،،،، محتاج دیدنت نیستم،،،، اگر چه نگاهت آرامم می کند،،،،! محتاج سخن گفتن با تو نیستم،،،، اگر چه صدایت دلم را می لرزاند،،،،! دوست دارم بدانی،،،، حتی اگر کنارم نباشی،،،، باز هم نگاهت می کنم،،،، صدایت را می شنوم،،،، " تو " همیشه با منی،،،،
  • هیـــچ فــرقـی نمیـــکند.. (1394/09/12 01:34)
    تقــویمِ امـسال هـــم.. بـا تقـــویــمِ پــارسال.. هیـــچ فــرقـی نمیـــکند.. وقتـی.. زنـــدگی.. تــا اطّـلاعِ ثــانــوی .. تعــطــــــیل اسـت !
<< 1 2 3 4 5 ... 10 >>
Instagram