X
تبلیغات
رایتل

کلـبه عشـــق

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ..

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ،
ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ،
ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ!
ﺩﻟﺶ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ،
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ...!!!

خدایا..

خدایا کفر نمیگویم ، پریشانم ، چه میخواهی تو از جانم ؟؟؟؟؟؟؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا !! تو مسئولی . خداوندا !! تو تنهایی و من تنها..

تو یکتایی و بی همتا ، ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا فقط تنهای تنهایم......

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﻦ..!

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﻦ

ﺍﺳﺘﻌﻔﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻨﺖ ...

ﺑﻪ ﯾﮑﺘﺎﯾﯿﺖ ﻗﺴﻢ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ

ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ!

تمام دنیایی که داری!

‏گاهی زانوهایت

می شود

تمام دنیایی که داری!

آنها را در آغوش می کشی

وفقط

اینگونه می شود

تنهایی راتاب آورد

با یک آغوش خیالی

دیوانه شد..

با نگاهت عاشقم کردی،‌ دلم دیوانه شد

خنده بر لب شاعرم کردی دلم دیوانه شد


گفتم آیا میشود با یک نگاه عاشق شوم ؟؟

خنده بر این پرسشم کردی دلم دیوانه شد


من نگاه آخرت را عشق معنا میکنم

ای زلیخا یوسفم کردی دلم دیوانه شد


با نگاهت چشم من مشتاق باران میشود

ای تو باران نرگسم کردی دلم دیوانه شد


من بهارم یک ب یک از بودنم کم میشود

بگذر از این،‌ عاقلم کردی دلم دیوانه شد

چقدر دیدنت را دوست دارم..

چقدر دیدنت را دوست دارم

در خواب

در غروب

در همیشه و هر جا


هرجایی که بتوان تو را دید

صدا کرد

و از انعکاسِ نامت کِیف کرد

روزهــا و شبــهـا ..


روزهــا میخــوابم و شبــهـا بیــدارم !


چــون تــاریـکی شب ، بـــرامــ


قــابــل تحمـّـل تــر از “تـــاریــکی” روزهــامــه !

بوسه..

بوسه هایت

کتبی و من 

از نوشتن عاجزم اندکی 

هم جان لبهایت شفاهی کار کن

مجنون که شدم..

مجنون که شدم

لیلی من مُرد

یوسُف که شدم

گرگ مرا خورد

من تیشه زدم

خسرویِ نامَرد

باوسوسه شیرین مرابرد

از عین بگو ..

از عین بگو : عشق، عسل ،عطر ،بگو


از آن شب بارانی بی چتر بگو


این دیکته عاشقانه آغاز شده


.نقطه 


سر خط


از اول سطر بگو

خودم را بہ هـــــزار راه میزنم...

خودم را بہ هـــــزار راه میزنم...

به هـــــزار کوچه...

به هـــــزار در...

نکند یاد آغوشت بیفتـــــم

کاش ..

کاش 

امروز 

اتفاق قشنگی می افتاد 


مثلا 

تو 

کمی نگرانم می شدی 

یا اصلا 

زنگ می زدی و می گفتی 

دوستت دارم

آرزویــــــم بـــود ولــــے..

گـرفتن دســــت هـایـش

آرزویــــــم بـــود

ولــــے از بَــــــخــــت بــــــــــدم

" مُــــچــــش " را گـــــــرفــــــتـــــــم

حسرت نـخـور..

بـَـر آنچــه گـُـذشــتــ

آنــچــه ِشکَـستـ

آنــچــه نـَــشـُــد

حسرت نـخـور

زنــدِگـیـْ اگــَـرآسـانــْ بـــود 


برو خداحافظ...

برو ای خوب من، هم بغض دریا شو ، خداحافظ


برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ


تو را با من نمی خواهم که “ما” معنا کنم دیگر


برو با یک “من” دیگر بمان “ما” شو، خداحافظ...

کاش ممنوعه نبودی....

کاش ممنوعه نبودی....
تا ببینی من هم عاشقی را بلدم...
تا ببینی برایت چه میکنم...
کاش ممنوعه نبودی....
تا عاشقانه را من یادت بدهم ...
تا بی هوا بوسه بارانت کنم...
مرا محکوم نکن که عاشقت نیستم...
و یا عاشقی کردن را یاد ندارم...
من خوب بلدم....
جواب عاشقانه هایت را تمام داده ام....
اما در دلم...
در قبال هر حرفت گفته ام کاش میتونستم بگم ... دیوونتم لعنتی....
کاش ممنوعه نبودی برایم...
تا دنیا را بهشت کنم برایت...
حتی از خودت هم عاشق تر شوم....

گوشهُ تاریک اتاق..

گاهی به سراغ منِ تنها بیا!!

من 

در آن گوشهُ تاریک اتاق، 

چشم براه چشمهُ کوچکی از نور محبت هستم.

ساقیا..

ساقیا دیوانه ام کن با می و جام و سبو

لب به لب کن کاسه ام را، زین سبب چیزی مگو

 خواهم این دیوانگی، ما را ز حدش بگذرد

گر میسر نیست، بگذر از من و زین گفتگو

 از بدِ اوضاعِ عالم جان به لب آمد مرا

چاره کن گر می توانی باده ام ده با سبو

 درد بی درمان دل هر لحظه افزون می شود

بهر درمانش طبیبی حاذق و جانانه کو

 بیند هر کس، می دهد ما را نشان دیگری

ترسم از اینکه نماند از برایم آبرو

 راه اگر گم کرده ام، راهی نشانم ده، ببر

خواهم آمد از پی تو هر کجا من کو به کو

 خواهشی دارم، دریغ از من مکن پیمانه را

مست مستم کن، اگر خواهی

ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄـــــــﻪ..

ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄـــــــﻪ ،ﻓﻘﻂ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄـــــــﻪ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﻣﻤﮑـــــــﻨﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿـــــــﺰﻫﺎ ﺑﺎﺷﻪ ....
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺣـــــــﺲ ﻭ ﺩﯾـــــــﺪ ﻣﺜﺒﺖ ....
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ...
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧـــــــﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ .......
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻋﺘﻤـــــــﺎﺩ ...
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ...
ﻭ ﺣﺘﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ

یادم رفت..

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غمم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
 
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
 
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم، که قلم یادم رفت
 
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت

<< 1 ... 3 4 5 6 7 ... 14 >>
Instagram