X
تبلیغات
رایتل

کلـبه عشـــق

خیلی دیر...

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ...!



ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...!



ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﺕُ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ... !



ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﯿﺎﺷﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ !



ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻥ ....



ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ...



ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ....



ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻩ!




خیلی دیر...

پایان داد ..

دلــــــــــم براے ڪسے تنگ است

ڪه گمان مے ڪردم


مے آیــــــــــد

مے مانــــــــــد


وبہ تنهــــــــــاییم پایان مے دهــــــــــد!!!


آمــــــــــد

رفتــــــــــ


وبہ زنـــــــــــــــدگے ام پایان داد!!!

مگر نمی دانی ..

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !

چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟


غزل بخوان که بمیرد میان سینه من

غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌


و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت

به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌


بیا غزل به فدایت! درانتظار توام

بیا صفای‌ تبستان! تب زمستانی‌!


ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن

نشان نمانده برایم... خودت که می‌دانی‌


بیا که پر زند از دل به موج چشمانت

کلاغ شب زده یعنی‌ غم پریشانی‌


و باورت بکند بار دیگر این دل من

دل شکسته‌ی‌ ساده....مگر نمی دانی

دم آخر..

بیا ای مرگ امشب راحتم کن سخت دلگیرم


ملول از ننگ هستی هستم و از زندگی سیرم


اگرجان از تن انسان چو بیرون رفت میمیرد

ندارم جانی اندر تن چرا آخر نمیمیرم


اگرچه عمر کوتاهم برای عاشقی کم بود


بیا ای زندگی بگذر دم آخر ز تقصیرم

فاصله

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست




بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست



گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن



گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست



پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف



تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست



گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت



جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست



رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت



بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

میشه بغض ٬ میشه سکوت ...

بعضی حرفا رو نمیشه گفت !
باید خورد ...
ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت
نه میشه خورد ....
می مونه سر دل ٬ ...
میشه دل تنگ !
میشه بغض ٬ میشه سکوت ...
میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چته... !!

تَقصیرِ خودم بوُده و هست...

↯↯قَسَم به کَفَن وُ تَلقینِ قَبلِ مَرگَم

به شِعر وُ سَنگِ قَبر وُ حِسّی که میفَهمَم

به حِجله وُ اِعلامیه وُ سینی یِ خُرما

به شَب اَوَّلِ قَبر وُ سوُز وُ سَرما

به مُهرِ باطِل روُ شِناسنامه یِ پاره

به فاتِحه هایِ اِجباری وُ چَندباره

به جَوان بوُد وُ ناکامِ نَقش بَسته بَر سَنگَم

به مَن که با سَرمایِ خاک میجَنگَم

به روُحِ پَریشانَم که شَرمَنده اَز خالِقَش بوُد قسم

هَرچی به سَرَم اوُمد تَقصیرِ خودم بوُده و هست...

نفرین به تو ای غریبه

 نفرین به تو ای غریبه


 به تو که روزی اشنا ترین لحظه هایم بودی!


سکوت خسته و قلب شکسته ام را ببین با من چه کردی؟


 ایا تاوان عاشق شدن و عاشق بودن این است؟!


 اگر چنین است پس نفرین بر عشق...


 روزگار تنها شدنم را در جاده ی انتظار می گذرانم


 نفرین به تو ای غریبه...


  باز میان شقایق های سرخ گم خواهم شد


 میروم تا شاید این بار غریقی را با خیلی از امواج


 محبت به سوی ساحل مهربانیم بکشانم


 چیزی بگو چیزی نخواهم گفت


 سکوت های سر به زیر  از کودکی با من است


 و من این بار میخواهم عاقلانه ببینم نه عاشقانه...

دلم گرفته ..

 به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم...


 


یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم.


 


یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره.


یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم.


یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم.


یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.


یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی اما از کجا بگم از کی بگم...


می خوام همین جا دلمو بشکونم خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه.


تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه.


توی این زمونه کسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شکونه.


می خوام بشم همون آدم قبل کسی که از سنگ بود و دو رو برش دیواری از سکوت و بی تفاوتی...


می خوام تنها باشم...

دلم برایت خیلی تنگ است

دلم برایت خیلی تنگ است 


شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام


 


و تک تک شماره هایت را  بر رو ی صفحه لمس نموده ام


 


اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم 


نمیدانم چرا؟!


 


مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم


مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم


نمیدانم کجائی؟!


چه میکنی؟!


 


اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت می مانم


از من دوری اما هیچ گاه یادت نگذاشت تا دوریت برایم پایدار باشد


شاید ندانی هر شب این رویای توست که مرا به خواب دعوت می کند

Instagram