X
تبلیغات
رایتل

کلـبه عشـــق

عشق یعنی ...

عشق یعنی ...
قدم زدن توی یه خیابون خاص
دیدن یه فیلم قشنگ با هم
گوش کردن آهنگ مشترک
یه فنجون قهوه توی یه کافی شاپ گرم
یک جفت دستکش برای ۲ نفر
بستنی چوبی توی زمستون
ساعت ۷ صبح بیدارم کن
یه جفت حلقه مشترک
گاهی بغض کردن مثل یه بچه
نوشتن شعر برای اون
عکسش توی گوشیت
سیو کردن اسمش با اسم (عشقم)
بوی عطر اون روی بدن تو
گاهی لوسش کردن
کنسل کردن کارات برای اون
خندیدن دو نفره با صدای بلند
یه بوس روی صفحه گوشیت بعد از هر پی ام
گاهی بی هوا بوسیدنش
عشق یعنی سرفه که بعدش قربون صدقه باشه
گرفتن دستاش همه جا
یعنی تکیه گاه محکم براش

شعری که ....

از کنار تمام شعرها عبور می کنم

دلم برای شعری که هرگز نگفته ام تنگ می شود ...

صبحی که ....

صبحی که شروعش با توست...

"خورشــید" دیگر اضافیست. . .!!

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ

خیلی شلوغ

وایستم اون وسط نگات کنم!

بگم اینارو میبینی؟

بگی آره!

بگم تو هیاهوی همه این آدما

بازم من چشمام فقط دنبال تو میگرده

دلم برای تو تنگ میشه...

صداهاشونو می شنوی؟

بگی آره!

بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده...

بگم حالا چشماتو ببند

بگو چه حسی داری!

بگی انگار گم شدم بین یه عالمه غریبه

بگم اگه نباشی گم میشم بین یه دنیا غریبه .....

یکــــی بـــود ...

مـــن قصــــه با تــــو بودن  را تا ابـد اینگـــــونه آغــــاز میکنـــــم :

یکــــی بـــود

هــــنوزم هســــت !

خــــدایا همیــــشه باشــــد ...

عشق مثل ...

عشق مثله آبه،میتونی توی دستات قایمشکنی،


اما آخرش دستُت باز میکنی و میبینی که نیستش


قطره قطره چکیده،بدون اینکهبفهمی دستتُپر از خاطرست...

روزگارم یلداست !

به گمانم تو اگر بودی و این فاصله ها کمتر بود ،
آسمان آبی تر !
حالِ من بهتر بود ،
روزگار است دگر !
نه به صبحش امید !
نه دلِ شب زده ام آرام است
آنچه هست ،
تلخی و دلواپسی و اندکی از ذوق نوشتن !
که درونم مانده …
روزگارم یلداست !

در این دنیای بزرگ ..

خیلی وقت است که دلم برای کسی تنگ است .

خیلی وقت است این دل بهانه میگیرد .

دلم تنگ است و از این دلتنگی چشمهایم بارانیست .

چشمهایم بارانیست و دلم هوای او را کرده است.

یک عالمه درد دل در این دل خسته نهفته است.

دلم تنگ است برای لحظه ای دیدار ، برای لحظه ای نگاه به چشمانش .

دلم برای کسی تنگ است که او در کنارم نیست .

دلم بدجور هوایش را کرده است .

در این حال و هوا ، در این لحظه های پر از تنهایی آرزو داشتم او در کنارم بود.

حالا که در کنارم نیست احساس تنهایی میکنم و این دل در حسرت یک لحظه دیدار با اوست .

این دل بی طاقت برای کسی تنگ است.

کسی که آتش دلتنگی را در دلم نشانده است ، اما در کنارم نیست تا این آتش را خاموش کند.

 و همچنان این آتش، قلبم را می سوزاند .

خیلی وقت است دلتنگ کسی هستم.

خیلی وقت است دلم هوای کسی را کرده است.

به چه کسی بگویم درد این دل را ، من که به جز او همدلی را ندارم.

به چه کسی بگویم راز این دل را ، من که به جز او همرازی را ندارم.

 در کنار چه کسی قدم بزنم ، نگاه به چشمان چه کسی کنم ، دستان چه کسی را بگیرم مگر به جز او چه کسی را دارم.

در این دنیای بزرگ تنها اوست که مرا دلتنگ خودش کرده است.

کاش در کنارم بود ، کاش تنها لحظه ای او را میدیدم تا درد این دل پر از نیاز را به او میگفتم ، درد دلتنگی هایم را برایش میگفتم.

دلم برای کسی تنگ است ، ولی او کجاست که بداند در این گوشه از این دنیا دلی است که در حسرت دیدار با او  همچنان چشم به راه نشسته است.

خداحافظ عشق من

میرم یه جایی که رنگممو هم نبینی

خودت گفتی دیگه از تو آرامش نمیگیرم

خداحافظ عشق من

میرم نمیخام عشقی رو که از ترحم باشه 

میرم تا اونی رو که میخای شاید پیدا شه

خداحافظ عشق من

چشمان تو

در خیابان های شب 
جایی
برای گردش من
نمانده ست...
چشمان تو 
همه مساحت شب را 
ازآن خود

کرده است..

دوستت دارم ولی از دور ..

به خاطر مردم است که می گویم

گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار،

دنیا

دارد از شعرهای عاشقانه تهی می شود

و مردم نمی دانند

چگونه می شود بی هیچ واژه ای

کسی را که این همه دور است

این همه دوست داشت ...

اندازه ندارد دوست داشتنت ..

دوست داشتنت

اندازه ندارد

پایان ندارد

گویی بایستی بر ساحل اقیانوس و 

موج های کوچک و بزرگ مکرر را 

بی انتها

بشماری...

صدایم کن ...

دلم برایِ هم آغوشیِ صمیمی‌ِ تنها یمان
برایِ نوازش
برایِ صدا کردن‌هایِ تو
برایِ حرف‌هایِ خوب
تنگ شده
صدایم کن
دلم برایِ دوست داشتن‌هایِ بی‌ انتها
برایِ شب‌های تا صبح ... بدونِ خواب
برایِ خودم
برای خودت
پنجره‌ها و مهتاب
تنگ شده
صدایم کن

ندیده فراموش کردند ...

چه قدر چای  که ننوشیدم

در کافه‌هایی که  با تو نرفتم

و چه نیمکت‌ها که مرا کنار تو

ندیده فراموش کردند ...

گمت کردم ...

گمت کردم ...
شانه ام از غم بی همنفسی میلرزد
همنفس !
بر سر این شانه تو را گم کردم
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم
ای قرار دل دیوانه تو را گم کردم ...

از بقیه ی دنیا انصراف دادم...!

من از حول آغوشت....

از بقیه ی دنیا انصراف دادم...!

معشوقه ی من قسم به نامت...

آنقدر عاشقانه هایم را روی این دیوار مجازی جااااار میزنم.....

که هرکس برای ابراز علاقه به معشوقش...

مجبور شود از کلمات من استفاده کند.....

تشنه ام تشنه تر از هر زمانی ...

تشنه ام تشنه تر از هر زمانی ... 
تشنه  یک جرعه از صدای سبز تو ...
که یکبار دیگر ...
فقط یکبار دیگر ...
حتی اگر شده ...
برای اخرین بار ...
صدایم کنی !

و من ...
اگر صدایم میکردی ...
دنیا را به پایت میریختم !

دل شکسته ...

دیگر برای دیدنت نخواهم آمد...
دل چشمانم برایت تنگ نخواهد شد...
دل شکسته عشق را نمیفهمد...
دل شکسته خودش را التیام میبخشد...
شکسته بهتر است یا زخم خورده؟
احساس میکنم زخمش زده ای....
و گاهی برای خودش میشکند....تقصیر تو نیست...تقصیر حرفهایت است...تقصیر کارهایت...

بسلامتی ..

ب سلامتی

بـ سلامـــتے عـــــشقم♥

بـ سلامـــتے عکساش■

بـ سلامـــتے حرفـاش✉

بـ سلامـــتے شمــارش✍

بـ سلامــتے نبـــودش✖

بـ سلامــتے رفتــنش⇦⇦

بـ سلامــتے قرارامــون •°•

بـ سلامــتے قولایے ڪ فراموش کرد↯

بـ سلامــتے آینده اے ڪ توش نیــس✖

بـ سلامــتے بغضـــــام➣

بـ سلامــتے خنده هـــــاش»

بـ سلامــتے عشق نداشـــــتم■

بـ سلامـــتے عشق جـــدیدش♥

بـ سلامــتے خودم√

بـ سلامـــتے صداش ڪ شنیدنـش آرزومہ★

بـ سلامــتے الان ڪ بـــا فکر اوڹ نوشتم✍

بـ سلامــتے حـــــرفایے ڪ نمیدونہ✖✖✖

به سلامتی دعاهایی که میکنم تا برگرده#

به سلامتی روزی که من نیستم ولی عشقم هست #

به سلامتی اون روز که عشقم بلاخره میاد ولی من نیستم که اشکاشو پاک کنم

بـ سلامـــتے تو عشقم ڪ هر伀ــارے باهام کردی باز دوستت دارم♥♥♥

این غرور لعنتی... .

گاهــے هـــᓄ پیش ᓄـیاد ڊهـ بعد از ڊلے دلخورے ᓄـیبینس آنلاینهــ..!

دلت ᓄـیلرزهــ...دستت شل ᓄـیشهــ...

ᓄـیرے ڊلے حرف براش ᓄـینویسی..

از دلخوریا و ناراحتیات...از صداے پر بغضت...از دل گرفتت...از اینهـ چقد دوسش....

آهـ ᓄـیشے و ᓄـینوسی..

اـᓄـا افسوس ڊهـ نـᓄـیذارهـ بفرستیش؛

این غرور لعنتی.....

Instagram